نسخه آزمایشی

مهمترين آثار حديثي زيديه

مهمترين آثار حديثي زيديه

شايد آنچه که بيشتر از همه براي ما اهميت دارد، شناختن آثاري است که به هر حال به صورت خالص به عنوان آثار و تأليفات حديثي زيديه شناخته مي‌شوند که الان موجود هستند. من مهمترين آثار حديثي زيديه را که بين خود زيديه اعتبار دارند ودر ميان شيعه اماميه و اهل سنت کمتر مطرح شده‌اند و يا اصلاً مطرح نشده‌اند معرفي مي‌کنم.

1. آثار زید بن علی

قديمي‌ترين اين آثار، نوشته‌هاي خود زيد بن علي است. آثاري که در حال حاضر به ايشان نسبت داده مي‌شود حدود 15 اثر است ولي وضعيت اين متون خيلي از وضعيت متوني که به امام جعفر صادق(ع) و بقيه ائمه(ع) نسبت داده مي‌شود، بهتر نيست. به هر حال زيد هم يکي از متقدمين اهل بيت است بنابراين امکان اين‌که زيديه بخواهند آثاري را به امامشان منسوب کنند، خيلي زياد است. همه آثاري که به زيد بن علي نسبت داده شده، تأليف خود زيد نيست اما معناي آن، جعلي‌ بودن اين آثار نيست.

گروه دومِ آثاري که به زيد نسبت داده مي‌شود، با ارزش هستند يعني برخي از اين آثار روايت‌هايي است که در قرن‌هاي بعدي گردآوري و به زيد منسوب شده است. به عبارت ديگر بعضي از اين آثار، روايت‌هايي است که توسط شاگردان مستقيم خودِ زيد، گردآوري شده و به زيد نسبت داده شده است. به نظر مي‌رسد این آثار به اندازه کافي اهميت دارد و لزومي ندارد که ما آن را بي‌ارزش به حساب بياوريم. يکي از اصلي‌ترين کتاب‌هاي اين گروه، مجموعه‌ احاديثي است ـ هيچ اسمي روي آن نمي‌گذارم ـ که از زيد بن علي گردآوري شده و راوي آن‌ها فردي به نام ابوخالد واسطي است. ابوخالد واسطي، شخصاً زيدي است و يکي از اصلي‌ترين اصحاب زيد است يعني همان‌قدر که زراره براي ما بين اصحاب امام جعفر صادق(ع) شناخته شده است، او هم بين اصحاب زيد شناخته‌ شده است و مي‌توان گفت، هيچ‌کس شناخته‌شده‌تر از او نيست. پس چون ابوخالد که يکي از اصلي‌ترين شاگردان زيد محسوب مي‌شود اين مجموعه را جمع‌آوري کرده، اين اثر بسيار با ارزش است.او مجموعه‌ي اخبار و احاديثي را که زيد از آباء خود نقل کرده ـ عموماً از شخص پیامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) از طريق پدرانش‌ـ در يک مجموعه جمع کرده است و به‌ نظر مي‌رسد مجموعه‌ي با ارزش و مهمي باشد. اين مجموعه، اسم‌هاي مختلفي دارد، در سنت زيديه، به اين کتاب «المجموع» گفته مي‌شود اما بين اهل سنت به دليل اين‌که نام مسند خيلي رواج دارد، از اين اثر با عنوان «مسند زيد بن علي» نام برده مي‌شود. زيدي‌ها در چند قرن اخير ترجيح مي‌دهند به اين کتاب مسند زيد بن علي بگويند. اين کتاب از نظر ساختار، شباهتي با مسندهاي اهل سنت ندارد. در این کتاب، مجموعه‌اي از احاديث گردآوري شده که همه‌اش يک سلسله سند دارد. تمام اين‌ها روايت زيد بن علي از پدرش از جدش اميرالمؤمنين(ع) است و سند ديگري وجود ندارد. بنابراين تعبير مسند، با شناختي که از مسانيد اهل سنت داريم، در مورد اين کتاب که داراي يک وحدت سند، در اين حد است، صادق نخواهد بود. اين اسم، اسمي است که روي جلد کتاب مي‌بينيد. براي اولين بار حدود هشتاد سال پيش گابريلي[1] اين کتاب را در ميلان ايتاليا چاپ کرد. بار دوم يکي از علماي زيدي يمن، اين کتاب را در بيروت چاپ کرد و الان اين کتاب، کتاب رايجي است. اين کتاب از لحاظ لايه‌شناسي مقداری مشکل دارد چون به نظر مي‌رسد دو نسخه از اين کتاب وجود داشته است. نسخه‌اي که فقط دربردارنده‌ي يک بدنه فقهي است که با کتاب طهارت شروع مي‌شود و مثل بقيه کتب فقهي به کتاب القضاء و الديات و... مي‌رسد و تمام مي‌شود. نسخه‌ي تمام‌تري نیز از کتاب وجود دارد که دقيقاً با طهارت شروع مي‌شود و با مباحث قضاء و... تمام مي‌شود، اما وارد يک سري مباحث غير فقهي مي‌شود و سلسله مباحث ديگري را نیز مطرح مي‌کند که اصلاً جنبه فقهي ندارند و به اصول عقايد و اخلاق و... مربوط مي‌شوند. در سنت زيدي مشهور بود که به قسمت اول، «المجموع الفقهي» و به قسمت دوم، «المجموع الحديثي» و به کل آن «المجموع» گفته مي‌شد. در بعضي از نسخه‌هاي خطي اين‌ دو قسمت، از هم جدا هستند و در يک کتاب نيستند. گاهي نيز با هم استنساخ شده‌اند. نسخه‌اي که الان چاپ شده، اين‌ دو را با هم دارد اما بايد توجه داشت ـ شبيه آن تذکري که در مورد امالي شيخ طوسي مطرح کردم ـ که اين‌ها مي‌توانند دو کتاب با دو گردآوري باشند، يک گردآوري که دربردارنده‌ اخبار حديثي است و يک گردآوري که دربردارنده اخبار و احاديث فقهي است.

مقاله‌اي راجع به کتاب مسند زيد نوشته‌ام که گزارش آن را در دايره المعارف بزرگ اسلامي ذيل عنوان ابوخالد واسطي مي‌توانيد بخوانيد[2]. در اين مقاله سعي کردم پنج نسخه را که بين زيديه به روايت ابوخالد واسطي رواج داشته معرفي کنم و در نهايت نتيجه بگيرم که نسخه‌اي که الان به عنوان مسند زيد وجود دارد چه نسبتي با پنج نسخه‌اي دارد که بين زيديه رواج داشته است. بعضي از اين نسخه‌ها بين اماميه کاملاً رواج داشته‌اند و اماميه از آنها استفاده مي‌کرده‌اند.

براي ديگر آثار زيد که اهميت هيچ‌کدام به اندازه اين کتاب نيست، مي‌توانيد به کتاب فؤاد سزگين مراجعه کنيد.

2. آثار احمد بن محمد بن عیسی بن زید

نفر بعدي که در حوزه حديث زيديه، اهميت خيلي زيادي دارد نتيجه‌ي زيد، فردي به نام احمد بن محمد بن عيسي بن زيد است، که با حدود 60 سال فاصله از زيد زندگي مي‌کرده است. او مجموعه‌اي از احاديث داشته که آنها را به صورت شفاهي براي يکي از شاگردانش القا کرده و او آن‌ مجموعه‌ي احاديث را گردآوري کرده است. نام اين شاگرد علي بن منصور مرادي است. مجموعه احاديث املايي احمد بن محمد بن عيسي بن زيد که حجم قابل ملاحظه‌اي هم داشته، در مجموعه‌اي تحت عنوان «رأب الصدع» چاپ شده است. اين اسم از خود احمد بن محمد بن عيسي بن زيد يا حتي علي بن منصور مرادي نيست و در قرن‌هاي بعد اين اسم‌گذاری صورت گرفته است. اين کتاب به تعبير ديگري شکل تنظيم‌يافته‌ي امالي حديث احمد بن محمد بن عيسي بن زيد است[3].

3. آثار ابوعبدالله علوی

اگر جلوتر بياييم و به قرن چهارم برسيم، شماري از محدثين زيدي را داريم که آثار حديثي داشته‌اند. يکي از آن‌ها ابوعبدالله علوي است که معاصر شيخ مفيد است. اين شخصيت که حاجي نوري نيز گاهي در مستدرک الوسائل از آثارش ياد مي‌کند، از زيدي‌هايي است که خيلي به شيعه اماميه نزديک است و براي حاجي نوري اين تصور بوجود آمد که امامي است. خوشبختانه الان آثار متعددي از ابو عبدالله علوي برجاي مانده است. بعضي از اين آثار متعدد مثل الکافي في الفقه در موضوع فقه است اما بعضي از آن‌ها کاملاً حديثي است. از جمله آثار حديثي که از ابوعبد الله علوي باقي‌مانده و چاپ شده، کتابي به نام «الأذان بِحَي علي خير العمل» است. او در اين کتاب مجموعه‌اي از احاديثي را جمع‌آوري کرده که در آن‌ها امر شده که در اذان بايد «حي علي خير العمل» گفته شود که باز قرابتي با شيعه اماميه است و حاجي نوري نيز بيشتر فريب همين را خورده يعني تصور کرده که ايشان حتماً شيعه امامي است! در حالي که بين زيديه هم، قول مشهور اذان داراي «حي علي خير العمل» است.

کتاب حديثي ديگري از ابوعبدالله علوي چاپ شده به نام «فضل الکوفه» و در آن مجموعه‌اي از احاديث در فضيلت کوفه و زيارت اميرالمؤمنين(ع) آمده است. علاوه بر اين دو کتاب، چند اثر کوچک حديثي ديگر هم از ابوعبدالله علوي وجود دارد که به چاپ نرسيده و به صورت نسخه خطي در کتابخانه‌هاي مختلف وجود دارد.

4. آثار یحیی بن حسین ابوطالب

باز در قرن چهارم، از ديگر شخصيت‌هايي که معاصر شيخ مفيد است و در زمينه حديث آثاري دارد، شخصيتي به نام يحيي بن حسين ابوطالب هاروني است. وقتي مقدمه تهذيب را بررسي مي‌کرديم از ابوالحسين هاروني نام برديم که برادر همين ابوطالب هاروني است. اين‌ها هر دو از ائمه زيديه در طبرستان هستند. ابوطالب هاروني مجموعه‌اي از احاديث دارد که معروف به «امالي ابي‌طالب» است ولي اين کتاب، با اين نام چاپ نشده است. اين کتاب را يکي از علماي زيديه در قرن‌هاي بعدي مرتب کرده ‌ـ چون کتاب ترتيب نداشته است‌ـ و اسم آن را «تيسير المطالب من امالي ابي طالب» گذاشته است. ايشان چيزي به اين کتاب کم و زياد نکرده بلکه از نظر موضوعي آن را مرتب کرده است و الان نيز به کوشش آقاي محمد باقر محمودي در بيروت به چاپ رسيده است. اين کتاب يکي از مهمترين کتاب‌هاي حديثي زيديه است و در آن مقدار زيادي از کلمات اميرالمؤمنين(ع) نقل شده است و البته اقدم بر نهج البلاغه است و از لحاظ سندي کتابِ مسند است و سلسله سند کامل دارد. خيلي از خطبه‌ها و کلمات قصاري که در نهج البلاغه وجود دارند، در امالي ابوطالب با سلسله سند کامل ذکر شده‌اند. فاصله آن کتاب هم از سيد رضي کم است بنابراين يکي از متون حديثي است که در بحث اسناد نهج البلاغه قابل توجه است، پس از اين نظر براي اماميه کتاب خيلي مهمي است.

5. آثار المرشد بالله

از جمله کساني که در قرن پنجم مي‌توان از آن‌ها نام برد که باز يکي از امامان زيدي يمن است، فردي به نام المرشد بالله است که کتابي دارد با نام «امالي» که به همين نام چاپ شده است. «الامالي للمرشد بالله» يک کتاب دو جلدي است و دربردارنده مجموعه‌اي از احاديث است که بيش از همه از نظر اخلاقي اهميت دارد يعني احاديث آن، بيشتر مضامين اخلاقي دارند. از نظر تاريخي نیز اهميت زيادي دارد چون اخبار و وقایعی راجع به صدر اسلام نقل مي‌کند که اهميت دارند، بخصوص اطلاعاتي در مورد خوارج صدر اسلام به دست مي‌دهد که در کتاب‌هاي ديگر نمي‌توان چنين اطلاعاتي را  به دست آورد.

6. آثار قاضی ابن صعده

در قرن 6 ﻫ فردي به نام قاضي ابن صعده يمني از علماي زيدي يمن را داريم که قاضي است ولي از سادات نيست، بنابراين «امام» نيست. اهميت او به این خاطر است که مجموعه احاديثي را از خلال آثار امام «الهادي الي الحق»[4] که حدوداً 22 کتاب مي‌شود، در يک مجموعه گردآوری و به يک مجموعه حديثي تبديل کرده است. پس دربردارنده مجموعه احاديثي است که الهادي الي الحق درآثار مختلفش از جمله کتاب «الاحکام» به آن‌ها استناد کرده است. او اسم کتاب را «درر الاحاديث النبويه بالاسانيد اليحيويه» گذاشته است. منظور از «يحيي»[5]، يحيي بن حسين، هادي الي الحق است و شامل مجموعه‌اي از احاديث است که هادي الي الحق، در آثار خود از پدر و جدش نقل کرده است.

بنابراين از نظر زيديه حديث تلقي مي‌شود. يکي از ويژگي‌هايي که در کتاب ابن صعده ديده مي‌شود اين است که او در پايان کتاب، تکمله‌اي را از خود اضافه کرده و تعدادي حديث را آورده که بين زيديه رواج داشته و جزء روايات هادي الي الحق نيست بلکه افزوده‌هاي خود اوست که خصوصاً دربردارنده مجموعه احاديثي است که مي‌خواهد حقانيت هادي الي الحق و امامت زيدي يمن را اثبات کند. اين تکمله اهميت زيادي دارد. گاهي احاديث خيلي جالبي ـ البته جالب از نظر يک پژوهشگرـ در اين تکمله پيدا مي‌شود. از جمله آن‌ها: «سيأتي رجل من اهل بيتي اسمه اسم نبي يملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» و اسم نبي يعني يحيي و با استناد به اين حديث مي‌خواهد ثابت کند که هادي الي الحق يحيي بن حسين، همان مهدي موعود است. در حالي که در متون مختلف آمده است: «سيأتي رجل من بعدي اسمه اسمي و اسم ابيه اسم ابني» يا «و اسم ابيه اسم ابي». ابن صعده سعي کرده با تحريف اين حديث به قضيه بنيان گذاري امامت زيديه در يمن توسط هادي الي الحق، مشروعيت بدهد و آن را حل کند. البته بعد از هادي الي الحق، اين حديث به شکل ديگري مورد استفاده قرار گرفته است. در منابع اهل سنت، ـ شايد در کتاب الفردوس ديلمي ـ حديثي به اين مضمون آمده است که «سيأتي رجل من بعدي اسمه اسمي و اسم ابيه اسم نبي» که عبارت «اسمه اسمي» را دارد ولي «و اسم ابيه اسم نبي» را اضافه دارد و احتمالاً همين حديث است که ابن صعده از آن استفاده کرده است. در متون زيدي قرن‌هاي بعد مثلاً قرن 7 اين حديث به همين صورت آمده است يعني «اسمه اسمي و اسم ابيه اسم نبي» و از آن مهدويتِ يک نفر ديگر، به اثبات مي‌رسد. در قرن 8 شخصيتي به نام احمد بن يحيي بن مرتضي معروف به المهدي لدين الله را داريم که امام زيديان يمن مي‌شود و مثل اين عبارت مستمسکي براي او مي‌شود. «اسمه اسمي» چون احمد نام ديگر رسول خدا(ص)  است و «اسم ابيه اسم نبي» براي اين‌که اسم پدرش يحيي است. بنابراين زيديان گفتند: آن مهدي که روايت مي‌گويد هادي الي الحق نبوده است و در حديث ابن صعده اشتباهي رخ داده است[6]. اين امام مهدي در قرن 8 است که ما از او معمولاً به ابن المرتضي ارجاع مي‌دهيم ولي در بين زيديه مشهور به امام المهدي لدين الله است. از آثار او مي‌توان به «طبقات المعتزله» و «البحر الزخار» اشاره کرد. البته او کتاب‌هاي زيادي دارد.

تقريباً، مهم‌ترين منابع اصلي را ذکر کردم. البته در قرن‌هاي بعد، زيديه کتاب‌های دیگری نوشتند که يا کاملاً حديثي هستند و يا دربردارنده احاديث زيادي هستند.

 

[1]. Gabrieli

[2] . دايره المعارف بزرگ اسلامي، ج5، ص425.

[3] . اطلاعات بيشتر را مي‌توانيد ذيل عنوان مقاله احمد بن محمد بن عيسي بن زيد در دايره المعارف بزرگ اسلامي و ذيل عنوان علي بن منصور مرادي در التاريخ التراث العربي فؤاد سزگين ببينيد.

1. از امامان زيدي که در قرن 3 بنيان‌گذار سلسله امامان زيدي يمن شد و اولين امام زيدي يمن است که داراي آثاري از جمله کتاب «الاحکام» در فقه است که چاپ شده است.

2. بسامد اسم «يحيي» در زیدیه خيلي بالا بوده است. علتش اين است که زيد بن علي پسري دارد به نام يحيي، که پنجمين امام زيديه است. بلافاصله بعد از شهادت زيد، يحيي به امامت مي‌رسد که زيديه او را به عنوان پنجمين امام مي‌شناسند لذا بعد از اسم زيد از پرکاربردترين اسم‌هايي است که بين زيديه وجود دارد. خيلي از اما‌م‌زاده‌هايي که در ايران داريم خصوصاً در منطقه طبرستان و مازندران، امام‌زاده‌هاي زيدي هستند. در قسمت‌هاي داخلي ايران هم، ري يکي از مناطق مهم آن روز زيديه بوده است. در مناطق ديگر ايران هم، زيدي فراوان داريم و لذا تعجبي ندارد که نام‌هاي مورد علاقه زيديه در بين امامزاده‌ها و... زياد باشد.

[6] . يعني ضبط  «اسمه اسم نبي» صحيح نيست بلکه ضبط «اسم ابيه اسم نبي» صحيح است.