نسخه آزمایشی

معرفی و مروری بر کتاب «وضعیت استثنایی» نوشته جورجیو آگامبن

هر چند نظریۀ "وضعیت استثنایی" متعلق به کارل اشمیت الاهیدان سیاسی آلمانی است که در جلد اول کتاب الاهیات سیاسی (منتشر شده در سال 1922) به آن پرداخته و به طور مفصل ارتباط میان حاکمیت و وضعیت استثنایی را مورد بررسی قرار داده است، با این وجود این نظریه مورد استقبال متفکران بعد از او قرار گرفته و کوشیده اند با استفاده از آن وضعیت های حقوقی "استثنایی" را توضیح دهند. جورجیو آگامبن در کتاب حاضر[1] با استفاده از این ابزار مفهومی، هم نقبی به تاریخچۀ این مفهوم و زایش آن می زند و هم اقدامات دولت جرج بوش را بعد از ماجرای 11 سپتامبر 2001 به نقد می کشد. اندکی بیش از یک ماه بعد از حملۀ طالبان به برج های تجارت جهانی، کنگرۀ آمریکا لایحۀ میهن پرستی را تصویب کرد که به امضای جرج بوش رئیس جمهور وقت نیز رسید که طبق آن نه فقط یک سری تغییراتی در قوانین داخلی آمریکا به وقوع می پیوست، بلکه قوانین مهاجرت و تابعیت آمریکا برای خارجیان نیز بسیار سخت تر می شد. جورجیو آگامبن در مقاله اول این کتاب با عنوان "وضعیت استثنایی به مثابه الگویی از حکومت" (صص 1 تا 31) این لایحه و سوابق مشابه آن را در قوانین رژیم نازی و حقوق عمومی فرانسه به بحث می گذارد. او از وضعیت سیاسی و حقوقی موجود در ایالات متحدۀ بعد از یازده سپتامبر استفاده می کند تا نشان دهد چگونه دمکراسی ها به دست خود به وضعیت استثنایی و تعلیق قانون دامن زدند.

در دومین مقاله تحت عنوان "نیروی قانون" (صص 32 تا 40)، آگامبن بازگشتی می کند به دو کتاب معروف اشمیت "دیکتاتوری" و "الاهیات سیاسی" و مفاهیم وضعیت استثنایی، دیکتاتوری و شکل گیری آن، و نقش دمکراسی ها در شکل دهی به دو وضعیت نامبرده را وا می کاود. این مقاله بیشتر بازخوانیِ دو کتاب نامبرده اشمیت است. در سومین مقاله "تعلیق موقتی قانون" (صص 41 تا 52)، آگامبن از یک وضعیت نهادی در قانون رمی استفاده می کند تا سرنمون وضعیت استثنایی اشمیتی را توضیح دهد. او این وضعیت نهادی یا (Iustitium) را یک مدل مینیاتوری معرفی می کند از نظریۀ مدرنِ وضعیت استثنایی کارل اشمیتی. اوستیتیوم یعنی تعلیق قانون یا بهتر بگوییم تعلیق موقتی قانون که در حقوق رمی برای اولین بار به کار رفته، با عناوین دیگر در آثار نویسندگان پیشا اشمیتی تکرار شده است، هر چند صورت کریستالیزه شدۀ آن همان نظریۀ وضعیت استثنایی اشمیت است. اوستیتیوم را نمی توان ذیل دیکتاتوری طبقه بندی کرد، و هم چنان که در کتاب خواهیم دید، تلاش برای جا دادن آن ذیل اصطلاح شبه دیکتاتوری نیز وافی به مقصود نبوده، از ابهام موجود نکاسته است.

چهارمین مقاله (صص 52 تا 64) که "نزاع گیگانت ها بر سر یک خلاء" نام دارد، مجدداً با محوریت اشمیت و الاهیات سیاسی از یک سو و  والتر بنجامین از سوی دیگر، به ممکن بودن نوعی از خشونت می پردازد که کاملاً خارج و در ورای قانون قرار دارد و می تواند در دیالکتیک میان دو نوع خشونت، خشونتی که قانون ساز است و خشونتی که از قانون محافظت می کند، خلل ایجاد کند. چیزی که قانون نمی تواند هرگز آن را تحمل کند، وجود خشونتی در ورای قلمرو قانونی است؛ نه فقط به این دلیل که اهداف چنین خشونتی با قانون سازگاری ندارد، بلکه بیشتر به این دلیل که ماهیت چنین خشونتی در ورای قانون است. مشخصۀ بارز این نوع از خشونت این است که نه قانون ساز است و نه حافظ قانون بلکه قانون را از جایگاه خود به زیر می کشد.

پنجمین مقاله "ضیافت، عزاداری، ناهنجاری" (صص 65 تا 73) نام دارد و موضوع محوری بحث مجدداً اوستیتیوم است. آگامبن توضیح می دهد که برای توضیح قانع کننده ای از تحول معنایی این واژه متفکران رمی و مورخان قانون نیز مشکل داشتند؛ زیرا هر چند در لغت اوستیتیوم به معنای وضعیت استثنایی بود، اما معنای عزداری عمومی برای مرگ حاکم یا بستگان نزدیک آن را هم می داد. پرسشی که این صاحبنظران مطرح کردند این بود که چگونه واژه ای که در حقوق عمومی برای اشاره تعلیق قانون در وضعیت های استثنایی به کار می رفته، اکنون معنای عزاداری در مرگ فامیل حاکم یا خود حاکم را می دهد. برخی پاسخ را در قیاس توضیح دهندۀ میان عزاداری و مرگ از یک سو و دوران های بحران های سیاسی یافته اند که در آن ها نهادهای اجتماعی و قوانین به ناگهان منحل و ناپدید می شوند. دقیقاً همان طور که در زمانۀ ناهنجاری و بحران، ساختارهای اجتماعی عادی ساقط می شوند و کارکردها و نقش های اجتماعی فرو می ریزند تا حدی که اثری از رفتارهای محدود در چارچوب فرهنگ و آداب و رسوم باقی نمی ماند. به همین قیاس، در هنگام عزاداری نیز تعلیق و جابجایی روابط اجتماعی صورت می پذیرد.

آخرین مقاله "آکتوریتاس و پوتستاس" نام دارد (صص 74 تا 88) (سلطه و زور) و به تبار تاریخی وضعیت استثنایی و سربرآوردن آن برای نخستین بار در قوانین رمی می پردازد. در این مقاله نیز آگامبن توضیح می دهد که چقدر پیدا کردن یک معنای دقیق و راضی کننده برای آکتوریتاس و پوتستاس، به طوری که تحولات تاریخی و معنایی این واژه را هم لحاظ کرده باشد، مشکل است. وی به اشمیت و کتاب او "حافظ قانون اساسی" اشاره می کند که در آن اشمیت کوشیده بود قدرت بی طرف رئیس جمهور رایش را در وضعیت استثنایی آن سال ها از طریق این دو واژه توضیح دهد. آگامبن معتقد است که باید در عین توجه به تاریخچۀ این دو مفهوم، آن ها را در بستر اجتماعی و سیاسی شان گذاشت و تعریف کرد.

 

 

 


[1] State of Exception, by Giorgio Agamben, Translated into English by Kevin Attell, 2005 (Chicago and London: the University of Chicago Press).