نسخه آزمایشی

درآمدی بر خوانش شناختی ـ گفتمانی زیارت اربعین

زیارت اربعین به عنوان گونه ای از تجمع دینی و مذهبی می تواند موضوع پژوهش و مطالعه بسیاری از شاخه های علوم انسانی قرار بگیرد چه این تجمع مذهبی از بزرگترین تجمعات تاریخ بشری است. نگارنده این سطور بر آن است تا زمینه ای تازه در مطالعات زیارت را در این زمینه خاص معرفی کند.

مساله ای که در ابتدا باید بررسی شود. سه قطب اصلی است که بافت زیارت اربعین را می سازد که می توان گفت سه قطب زمان، مکان و متن در نهایت بافت زیارت را می سازند.

 

زمان:

زمان یکی از مولفه های اصلی تشکیل دهنده بافت وقوع زیارت اربعین است. شاید یکی از وجوه نام گذاری این زیارت را مولفه زمان دانست. به بیان دیگر تعیین زمان مشخص به هویت بخشی این آیین مذهبی کمک می کند. می توان زمان را به دو گونه تقسیم کنیم: یک زمانی که در متن جریان دارد و دیگر زمانی که متن در آن به وقوع می پیوندد.

زمانی که متن در آن جریان دارد یعنی شق دوم منظور نظر مطالعه ماست. این زمان که به عنوان روز اربعین یا (چهلم) شناخته می شود، خود دارای ساختاری گفتمانی است که باعث شده این نقطه از زمان در سال برای تشیع، معنای مشخصی را تولید کند. به بیان دیگر تعین نقطه زمانی خاصی در فرآیند زیارت به هویت دار شدن این فرآیند در این گفتمان کمک شایانی کرده است. از دیگر سو ،‌این تعیین از سوی مرجعی دارای مقبولیت مفروض که در تشیع او را امام معصوم می شناسند، صورت گرفته است. برای نمونه:‌

«رُوِيَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ ع أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ وَ زِيَارَةُ الْأَرْبَعِينَ وَ التَّخَتُّمُ فِي الْيَمِينِ وَ تَعْفِيرُ الْجَبِينِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [1]«

 در این متن می بینیم گوینده ای که دارای جایگاه گفتمانی است به منظور هویت بخشی به واژة مؤمن، از زیارت اربعین بهره می برد. به بیان ساده تر علامت و نشانه مؤمن که خود دارای بار ایدئولوژیک است را زیارت اربعین می داند. اما با این وجود شاید بتوان این پرسش را مطرح کرد: آیا مقصود از این زیارت اربعین همان زیارت اربعین حضرت حسین بن علی (علیه السلام) است یا چیز دیگری است؟ پرسشی که خود جای بررسی دارد.
 

متن زیارت اربعین:

دیگر قطب تشکیل دهنده بافت زیارت، متن زیارت اربعین است. متن زیارت دارای مؤلفه های گفتمانی است که در روند گفتمان سازی این آیین سهم بسزایی دارد. متن زیارت نیز از جانب فرد دارای مقبولیت مفروض، یا همان امام صادر شده است. شاید این سؤال پرسیده شود که:‌ آیا سند متن این زیارت معتبر است؟ می توان در پاسخ گفت که در مطالعاتی از این دست ـ که نگاه ما در آن نگاهی مردم شناسانه[2] است ـ  پاسخ به چنین پرسشی دغدغه ما نیست و چیزی که مد نظر است، این است که آیا این متن در جامعه مورد مطالعه ما اکنون کاربرد دارد یا خیر؟

 

مکان:

مکان مشخص نیز در رابطه با دیگر قطب های بافت به کنش آیینی زیارت معنا می بخشد؛ مؤلفة دیگری که در فرآیند زیارت، می تواند دخیل باشد. در فرآیند زیارت مخصوصا آنچه که به عنوان زیارت اربعین می بینیم، مکان اهمیت بسیار دارد. شخصی که به عنوان زائر شناخته می شود،‌ به سوی مکان خاصی حرکت می کند که در باور او این مکان دارای هویّت متفاوتی است. همچون دو نمونة قبلی این هویّت بخشی باز از جانب امام صورت گرفته است، برای نمونه:

«قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (ع): اتَّخَذَ اللَّهُ أَرْضَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً أَمْناً مُبَارَكاً قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ أَرْضَ الْكَعْبَةِ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ، وَ إِنَّهَا إِذَا بَدَّلَ اللَّهُ الْأَرَضِينَ رَفَعَهَا اللَّهُ، هِيَ بِرُمَّتِهَا نُورَانِيَةً صَافِيَةً، فَجُعِلَتْ فِي أَفْضَلِ رَوْضَةٍ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ أَفْضَلِ مَسْكَنٍ فِي الْجَنَّةِ لَا يَسْكُنُهَا إِلَّا النَّبِيُّونَ وَ الْمُرْسَلُونَ أَوْ قَالَ: أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، وَ أَنَّهَا لَتَزْهَرُ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ كَمَا يَزْهَرُ الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ يَغْشَى نُورُهَا نُورَ أَبْصَارِ أَهْلِ الْجَنَّةِ جَمِيعاً وَ هِيَ تُنَادِي: أَنَا أَرْضُ اللَّهِ الْمُقَدَّسَةُ وَ الطِّينَةُ الْمُبَارَكَةُ الَّتِي تَضَمَّنَتْ سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ وَ شَبَابَ أَهْلِ الْجَنَّةِ»[3]

 

رابطه سه قطب با یکدیگر در آفرینش فضای شناختی ـ گفتمانی:

حال در سرانجام سخن به ارتباط این سه قطب با یکدیگر می پردازیم: دیدیم هر سه قطب از جانب شخص دارای مقبولیت مفروض، یعنی امام معصوم صادر شده است که به فرآیند زیارت مشروعیت می بخشد. نکته جالب توجه اینجاست، در میان این سه قطب نوعی رابطة دیالکتیکی در جریان است که فرآیند زیارت را برای شخص زائر معنا می کند. شاید بتوان گفت این معنا سازی در فضای شناختی یا ذهن شخص بازنمایی می شود که قطب اصلی بافت است و در نهایت در این قطب است که گفتمان و اجزای گفتمان برای فرد معنا پیدا می کند.  

 

منابع:

مفید، محمد بن محمد، كتاب المزار، قم: كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد،1413 ق، چاپ اول.

عده اى از علماء، الأصول الستة عشر، قم: مؤسسة دار الحديث الثقافية، 1423ق/  1381ش، چاپ اول.

 


[1] مفيد، كتاب المزار، ص53.

 

[2] Anthropological.

[3]  الاصول الستة عشر، ص142.