نسخه آزمایشی

جريان پرهيز از تفسير و گريز به تدبر(3): ملاحظات تدبرگرايي در تفسير قرآن

1. توجه به مباني اوليه فهم قرآن

نكته‌ مهمي که در رابطه با تفسير تدبري و گسست گرايي قابل ملاحظه است اينکه اين مفسرين ابتدا بايد چند مسئله کليدي و اساسي را براي خودشان حل کنند مانند: خودبسندگي قرآن در فهم، نظريه محكم و متشابه در قرآن و عرفي بودن زبان قرآن؛ چون مبناي سنت تفسيري اين است که زبان قرآن خالص است و بر مبناي «إِنَّمَا يَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه‏»[1] تنها براي مخاطب خاص مي باشد و لذا فهم قرآن براي عامه مردم امکان پذير نيست در حالي كه وقتي مي‌گوييم زبان قرآن عرفي است، يعني عموم مردم به شرط دانستن زبان عربي مي توانند قرآن را بفهمند.

متأسفانه تاکنون در رابطه با مباني تفسير تدبري مطلب قابل توجهي منتشر نشده و تنها افرادي مثل علامه طباطبايي که علاقه مند تفسير سنتي و پيوست گرا بوده‌ است، مباحثي را بيان کرده اند و اين نگران کننده است و تاريخ نشان مي دهد که بهاي سنگيني همچون کشته شدن اميرالمومنين(ع) براي آن پرداخته ايم.

 

2. توجه به روش

مسئله ديگري که در رابطه با تفاسير تدبري مهم است، روش‌ آنها مي باشد چرا که وقتي مفسري به تدبر در قرآن مي پردازد از روش واحد و خاصي پيروي مي کند، اما اگر بخواهيم عامه مردم را درگير تدبر در قرآن کنيم در آن صورت با مشکل مواجه مي شويم.

مي توان گفت همه‌ مفسرين روش داشته اند هرچند بيان نکرده باشند، چون به صورت طبيعي تحصيلات و شخصيت فرد و نوع مواجهه او با موضوعات قرآني روشي را به وجود مي‌آورد، هرچند فرد نسبت به آن آگاهي نداشته باشد.

اصلي ترين كاري كه يك مفسر تدبرگرا بايد انجام دهد، آموزش روش-هاي فهم و تدبر در قرآن است همانند داستان ماهي دادن و يا آموزش ماهي‌گيري. مفسران سنتي در طول تاريخ كار اول را انجام داده‌اند و مردم را تغذيه کرده اند وليکن اگر قرار است عامه مردم نيز وارد مقوله تفسير و تدبر قرآن شوند لازم است روش هايي به آنان آموزش داده شود درحالي که متأسفانه در اين زمينه نيز شاهد هستيم که هيچ گونه روشي از طرف متدبرين در قرآن مطرح نشده است. البته ممکن است بتوان در يک پايان نامه تحصيلات تکميلي به روش آنها دست يافت وليکن اگر مخاطبان مردم هستند، مطلبي براي آنان بيان نشده است.

اين ضعف در رابطه با مسئله تفسير قرآن به قرآن نيز وجود دارد و علي رغم پايان نامه ها و مقالات متعددي که در اين زمينه نوشته شده باز هم روش و الگويي براي آن تبيين نشده است و تنها به صورت موضوعي مثال هايي را بيان کرده اند. به طور کل روش هايي که براي تدبر در قرآن مي تواند مورد استفاده قرار بگيرد چنين است:

 

2-1. روش علمي

براي تدبر مي توان از ابزارها و انديشه هاي‌ علمي به معناي عام آن همچون لغت، صرف و نحو، انواع علوم رياضي و منطق استفاده جست.

مهندس عبدالعلي بازرگان کتابي با عنوان «متدولوژي تدبر در قرآن كريم» ارائه كرده که در واقع روش‌هايي است که توسط پدرش مهندس مهدي بازرگان مورد استفاده‌ قرار گرفته است. البته اين كتاب يك ابتكار تازه نيست بلكه ادامه‌ روندي است كه در گذشته نيز از طرف افراد مختلفي که در علوم غير ديني تخصص داشته اند مانند دكتر حبيب الله پيمان، شاهد بوديم.

 

2-2. روش اشراقي

نوع ديگري از تدبر، تدبر مبتني بر معنويت و سير و سلوك است و تهذيب نفس و دست‌يابي به درجات معنويت را مايه‌ فهم قرآن مي‌داند.

مبناي قرآني اين روش آياتي همچون «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا»[2] و «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»[3] مي باشد و مي گويد: حاصل تقوي، تشخيص حق و باطل است و هر نوع تهذيب نفسي، جهاد اكبر و هدايت يافتن به راه خداست.

از جمله شخصيت هاي شاخص در اين زمينه «علي صفايي حائري» معروف به «عين صاد» مي باشد که در  كتاب‌ «تطهير با جاري قرآن» بيان مي کند که چگونه کليد فهم قرآن، تطهير با آب جاري است هرچند که بي توجه به ابزارهاي علمي هم نيست و آشنايي با علومي همچون لغت را نفي نمي کند اما عمده‌ترين چيزي كه به عنوان ابزار فهم قرآن تأكيد مي‌كند، سير و سلوک معنوي است.

 

2-3. روش ترکيبي

روش ديگري که از گذشته براي تدبر مطرح بوده ، استفاده از ابزارهاي علمي و معنوي در کنار هم و تركيب آنها با يکديگر است. اين نظريه در سنت تفسيري نيز هميشه مورد توجه بوده و در قرن حاضر نيز افرادي همچون «كيوان قزويني» و «ميرزا ابوالحسن شعراني» بر آن تأکيد کرده اند.

نكته‌اي كه لازم است بر اين توضيحات اضافه شود اينكه، اين جمع و ترکيب ميان ابزارها احتياج به مبنا دارد و نمي توان بدون داشتن چهارچوبي خاص از هر دو ابزار استفاده کرد. مثلاً براي جنگيدن هم ابزار لازم است و هم انگيزه لکن از هر کدام در شرايط خاصي بايد بهره برد و به محض اينكه بحث جمع مطرح مي‌شود، اين سؤال نيز به دنبال مي آيد که چگونه بايد اين جمع صورت بگيرد؟

اينکه در سماور، آتش و آب با هم جمع شده است به اين دليل مي باشد که يك مكانيزم و چهارچوب خاصي دارد، درحالي که به صورت عادي و در طبيعت نمي توان آب و آتش را با هم جمع کرد. جمع ميان روش‌هاي علمي و دريافت هاي حاصل از سير و سلوك نياز به مکانيزم خاصي دارد تا بدانيم در چه شرايطي بايد از ابزارهاي علمي استفاده کنيم و در چه شرايطي از يافته هاي معنوي و اگر در تعارض با هم قرار گرفتند، کدام اولويت دارد.

کساني که مدعي روش جمع ميان علم و معنويت هستند وليکن براي آن قواعد مشخصي تبيين نکرده اند در حقيقت هيچ روشي ندارند چرا که دو عنصر ناهمگون و بعضاً متضاد را جمع کرده اند.

امروزه در سطح كشور ايران هزاران هزار مجلس تدبر در قرآن برگزار مي شود و موجب خوشحالي است كه مردم به تدبر در قرآن علاقه‌مند شده اند اما در اين جلسات از چه روش‌هايي براي تدبر استفاده مي‌شود؟ چه نتايجي از اين جلسات حاصل مي شود؟ علت نگراني ما شواهد تاريخي است که برخورد بدون مبنا، سليقه‌اي، شخصي و خود بسنده با قرآن، نتايج وخيمي به بار آورده و ممکن است به تعداد زيادي دين شخصي تبديل شود كه فرد براي خودش شخصاً تعريفي از دين دارد.

يكي از اصلي‌ترين دغدغه ها، بحث ساماندهي تدبر در قرآن و بيان روش هاي آن است. اين حرف به معناي تعطيل کردن جلسات تدبر در قرآن نيست اما بايد براي نقد آنها ابزاري داشته باشيم و توجه به خروجي اين جلسات بسيار مهم است.

گروهي در هندوستان وجود دارند به نام «القرآنيون» که تنها سه مرتبه در طول روز نماز مي‌خوانند و به حجاب نيز پايبند نيستند و بسياري افكار التقاطي ديگر، درحالي که مبنايشان قرآن است و اين مطالب را از قرآن برداشت كرده‌اند. شبيه اين گروه‌ها در ايران و کشورهاي اسلامي نيز وجود دارد.

در هر کدام از روش ها نيز گروه هاي مختلفي مي توانند فعاليت کنند لذا شناسايي و طبقه بندي آنها نيز لازم است. به عنوان مثال اگر از روش هاي علمي استفاده مي کنند بايد مشخص شود که از کدام علوم و بر اساس چه طبقه بندي استفاده مي کنند. در رابطه با روش هاي سير و سلوکي نيز بايد مشخص شود که سلوکشان عرفاني است يا سلوك جديد، چرا که هر کدام نتايج خاصي را به دنبال دارند.

رواج تدبر گسست گرا در ميان عامه مردم نمي تواند راه حل فهم قرآن باشد و مضراتي که به دنبال دارد به مراتب خطرناکتر است چون موجب رواج دين فردي مي شود. كاركردهاي دين فردي بيشتر روانشناختي است و تنش‌هاي خود انسان را بر طرف مي‌كند، يعني كمك مي‌كند كه فرد به مشكلات خود غلبه كرده و زندگي‌اش معنا‌دار شود وليکن دين جمعي كاركردش چيز ديگري است و در واقع همين مسائل را براي جامعه تأمين مي‌كند و يكي از ابزارهاي برقراري ارتباط و كنترل جامعه است.

تدبر گسست گرا با اين شكل لجام گسيخته‌اي كه امروزه در جامعه مطرح ‌شده نتيجه‌اي جز انهدام دين جمعي ندارد و عامل تفرقه و تجزيه است يعني اصلي‌ترين كاركرد دين که ميثاق اجتماعي و عامل تجمع و وحدت است را از بين برده ايم.

فراموش نكنيم كه دين اسلام و به خصوص مذهب تشيع بارها در طول تاريخ باعث يكپارچگي و وحدت اجتماعي و ملي ملت ايران شده و اين چيزي نيست كه بخواهيم به سادگي از دست بدهيم و اگر چنين چيزي از دست برود خصوصاً براي يك ملت شرقي مثل ايران كه با بحران مليّت مواجه است، اثرات مخربي خواهد داشت.

مليّت در كشور ما اصول تعريف شده‌اي ندارد و لذا در كشورهايي كه بحران مليّت دارند، ميثاق‌هاي ديني مي‌توانند نقش مفيد و بسيار مهمي ايفا كنند بنابراين بايد خيلي مراقب بود که كوچكترين خللي در دين جمعي صورت نگيرد.

متأسفانه امروزه در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم که دو نوع دين داري در آن مشاهده مي شود؛ عده اي از مذهبيون كه خيلي با سياست و دولت كار ندارند و در خانواده‌اي متدين و سنتي مي باشند و در نقطه‌ مقابل افرادي که در ارتباط مستقيم با جريان‌هاي سياسي كشور بوده و به صورت سياسي دين دار هستند. بنابراين بايد مراقب بود در عين حال كه دين كاركردهاي اجتماعي و سياسي پيدا مي کند، مؤلفه‌هاي مشتركش را از دست ندهد.

در عصري حاضر به دليل وجود اينترنت و انواع وسائل ارتباط جمعي و انفجار اطلاعات، تدبرهاي فردي در بسياري مواقع در سطح فردي خودشان باقي نمي‌مانند و به شدت جمعي مي‌شوند و اگر تدبر قرار است جمعي و فراگير بشود لازم است از يك كانال رسمي همچون سنت عبور کند و مورد تأييد سنت باشد، البته نه به اين معنا که همان حرف ها تکرار شود و مي توان مدل و سبک آنها را تغيير داده و متناسب با مقتضيات روز از آنها استفاده کرد.

 


[1]. اصول کافی، ج8، ص312

[2]. سوره انفال، آیه 29

[3]. سوره عنکبوت، آیه 69