نسخه آزمایشی

جريان پرهيز از تفسير و گريز به تدبر(2): مباني جريان تدبرگرايي در تفسير

1. پيوست گرايي

مباني تدبر در قرآن ارتباط مستقيمي با بحث پيوست گرايي دارد، يعني اگر نوع نگاه ما به فهم قرآن يك نگاه پيوست گرا باشد و بخواهيم از سنت تفسيري تبعيت كنيم و تأملات جديدمان در امتداد تأملات تفسيري گذشته باشد، در آن صورت ديگر راهي براي عامه‌ مردم وجود ندارد كه با قرآن مواجه شوند و تدبر كنند، چرا كه عامه مردم با سنت تفسيري گذشته آشنايي نداشته و از همه مباحث مطرح شده توسط آنان آگاهي ندارند.

لذا كسي که مبنايش در برخورد با فهم قرآن، پيوست گرايي است عملاً با تعميم فهم قرآن مخالف است چون امكان آن فراهم نمي‌باشد. البته برخي سعي كرده‌اند راه حلي براي اين مسئله ارائه كنند كه در عين حال كه سنت تفسيري را به رسميت مي‌شناسيم، بتوانيم راه تدبر براي عامه مردم را نيز مسدود نکنيم.

از جمله پيشنهاد هايي که مطرح کرده اند اينکه؛ سنت تفسيري را در دسترس عامه‌ مردم قرار دهيم، لذا شاهد نوشته شدن كتاب‌هايي با عنوان «تفسير آسان»[1] در طول نيم قرن اخير هستيم که هدفشان بيان چكيده‌اي از سنت تفسيري گذشته است. «تفسير نمونه»[2] و «الكاشف»[3] نمونه هايي هستند که بخش عمده‌ آنها چكيده‌ مطالب تفاسير پيشين است.

تصحيح و انتشار تفسير «كشف الاسرار»[4] و «روض الجنان»[5] توسط وزارت فرهنگ و معارف از ديگر اقداماتي است که در اين زمينه و با هدف آشنا سازي عامه‌ مردم با سنت تفسيري گذشته مانند صوفيه و اماميه به زبان فارسي است.

اقدام ديگري که در اين زمينه صورت گرفت، انتشار كتب‌ متعددي در حوزه‌ فهم مفردات قرآن به زبان فارسي و ساده براي عامه‌ مردم مي باشد، چون هميشه اين تصور وجود داشت كه بخش عمده‌اي از تفسير سنتي ناظر به فهم مفردات است و در حوزه‌ فهم قرآن مشکل عمده، فهم مفردات است. از جمله کتب منتشره در اين زمينه مي توان به کتابهاي ذيل اشاره کرد: «دائرة الفرائد در فرهنگ قرآن کريم» از دکتر «محمد باقر محقق»، «اعلام قرآن» از دكتر «خزائلي» و «نثر طوبي» تأليف «ميرزا ابو الحسن شعرانى‏» كه به عنوان جلد پانزدهم تفسير ابوالفتوح رازي منتشر شده است.

تأليف كتاب‌هايي كه در حوزه‌اي خاص از علوم قرآني و تفسير سعي كرده‌اند سنت تفسيري متقدم را با زبان ساده‌اي به عامه‌ مردم ارائه بدهند نيز از ديگر اقدماتي مي باشد که در همين راستا انجام شده است، مانند كتاب «نمونه بينات در شأن نزول آيات‏»[6] كه شأن نزول آيات را به زباني ساده بر اساس همان چيزي که در متون کهن وجود داشته، براي مردم توضيح داده است.

كتاب«احكام القرآن» از دكتر «محمد خزائلي» كه به دنبال آشناسازي عامه‌ مردم با مباحث احكامي قرآن کريم است نيز در همين گروه فعاليت ها قرار دارد و اين موارد نشان مي دهد موج عظيمي براي انتقال سنت هاي تفسيري گذشته به نسل حاضر در حال انجام است.

البته در اينکه اين کوشش ها چه قدر مفيد و مثمر ثمر بوده بايد با ديده تأمل نگريست چرا که با يک نگاه ساده متوجه مي شويد اين اقدامات همچون اختلاط دو عنصر ناهمگون و غير قطبي در همديگر مي باشد مانند اختلاط آب و روغن.

اگر قرار باشد سنت تفسيري را به گونه اي ساده سازي و بيان كنيم كه براي عامه‌ مردم قابل فهم باشد، در آن صورت بايد بسياري از جنبه‌هاي سنت تفسيري را ناديده بگيريم. به عنوان مثال در تفاسير گذشته از جمله مباحثي كه هميشه مورد توجه بوده، دقت‌هاي نحوي مي باشد که نمي توان همه اين مطالب را به عامه‌ مردم انتقال داد که در آيه «ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا»[7] کلمه «ايُّ» معرب است يا مبني و يا در آيه «إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ»[8] اگر «ان» را شرطيه يا نافيه بگيريم در آن صورت معناي آيه چه خواهد بود.

بخش ديگري كه در تفاسير گذشته وجود دارد، مباحث مربوط به معاني و بيان، اخبار و روايات تفسيري، قصص، پند و اندرز و موعظه‌ مي باشد که بيان آنها در حوصله مردم نيست و لذا در تفاسير عصر حاضر حذف شده است و به جاي آن مباحث جديدي همچون اومانيسم، آزادي، جمع بين دين و علم، جمع بين سنت و مدرنيته و مسائلي از اين دست به نام مسائل روز و تدبر در قرآن يافت مي شود.

به اين ترتيب خيلي بايد مراقب اين مسئله باشيم كه به عنوان خلاصه كردن سنت تفسيري، چه چيزي در اختيار مردم قرار مي دهيم و اين مطالب چه ارتباطي با فهم دقيق قرآن دارد. متأسفانه من نسبت به جواب اين سؤال بدبين هستم و فكر نمي‌كنم راه حلي که براي آشنايي مردم با سنت تفسيري انتخاب شده، راه حل درستي باشد. آيا اصلاً سنت تفسيري‌، سنتي است كه براي آشنا شدن مردم با آن شکل گرفته و آيا اصلاً در سنت تفسيري چنين قابليتي وجود دارد كه عامه‌ مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند يا نه؟

اکثر مفسرين گذشته معتقد بودند كه تفسير كار هر كسي نيست و كسي كه مي‌خواهد با تفسير قرآن آشنا شود بايد مقدمات خاصي را طي کرده باشد.

علت بدبيني و مخالفت من با اين گونه فعاليت ها اين است كه نبايد در مسائل معرفتي با حالت كج‌دار و مريض پيش برويم و بگوييم حال که امکان آشنايي عامه مردم با سنت تفسيري به طور کامل وجود ندارد حداقل با چکيده اي از آن آشنا شوند چرا که عواقب اين کار بسيار خطرناک است و همچون نحوه‌ استفاده از دارو مي باشد که اگر به طور کامل مصرف نشود موجب باقي ماندن ميكروب در بدن مي شود و در مقابل، بدن مقاوم شده و تا آخر عمر همچنان بيمار بمانيم.

در امور معرفتي اگر فردي چيزي را اصلاً نداند، ضرر نمي‌كند چون مي‌گويد: نمي‌دانم و به كسي كه مي‌داند مراجعه مي‌كند، اما اگر نصفه و ناقص بداند موجب توهم براي وي شده و ممکن است درگير تفسير به رأي بشود همانند، گروه فرقان که به علت تفسير به رأي از قرآن، استاد مطهري را به شهادت رساندند.

 

2. گسست گرايي

گسست‌گرايان معتقدند سنت تفسيري همانند زنجير سنگيني است كه بر پاي مفسر سنگيني مي‌كند و لذا بايد آن را باز كرد و مستقيماً به سراغ قرآن برويم. مبناي اين حرف گسست گرايان اين است که قرآن در فهم خود بسنده است و به واسطه انس با قرآن مي‌توان به فهم آن رسيد.

يكي از گرفتاري‌هايي كه در صدر اسلام بين خوارج و عامه‌ مسلمين وجود داشت اين بود که خوارج معتقد به خود بسندگي قرآن بودند و مي گفتند براي فهميدن قرآن به چيزي غير از قرآن نياز نداريم و در كلام امام علي (ع) نيز هست كه فرمودند: «لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ وَ لَكِنْ خَاصِمْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصا‏».[9]

استدلال خوارج اين بود که مي‌گفتند: «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُون‏»، «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏» و «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُون‏»[10] و بر اين اساس فاسق را ‌كافر مي دانستند و حکم به قتل اميرالمومنين(ع) مي دادند و شايد بتوان گفت نوعي تفسير قرآن به قرآن کرده اند.

بنابراين در تاريخ نيز كساني بوده‌اند كه در مسير خود بسندگي قرآن و تفسير قرآن به قرآن حركت كرده‌اند و به نتايج عجيب و غريبي دست پيدا كرده‌اند لذا با يك موضوع حساس سر و كار داريم و نمي توان به  سادگي از كنار آن رد شد.

براي اينکه متوجه اهميت موضوع شويد فرض کنيد سر شما صدمه ديده و دچار ضربه مغزي شده ايد که در آن صورت ديگر تعلل نکرده و به دکتر عمومي مراجعه نمي کنيد بلکه به سراغ متخصص مغز و اعصاب مي-رويد و همچون يک بيماري ساده با آن برخورد نمي کنيد. وقتي در قسمت حساس بدن مشكلي به وجود مي آيد رفتارمان نسبت به آن تفاوت مي کند لذا نسبت به مسئله تفسير قرآن نيز که از جمله مسائل مهم و مبنايي در تشکيل عقايد و تفکرات مسلمانان است نيز بايد دقت عمل خاصي داشته باشيم.

هميشه در طول تاريخ افرادي بوده اند كه به واسطه فهم نادرست از قرآن گمراه شده اند؛ خوارج، گروه فرقان، پيامبران دروغين و کساني که ادعاي مهدويت مي کنند مانند «محمد بن طومرت»[11] که در مغرب و موريتاني حدود 30 هزار نفر را كشته، از جمله اين افراد هستند.

بنابراين اگر بنا را بر گسست‌گرايي بگذاريم و سنت تفسيري را ناديده بگيريم، در آن صورت امكان تعميم فهم قرآن به وجود مي آيد چرا که بسياري از محدوديت‌ها را برداشته ايم و ديگر افراد نيازي نمي بينند که در چهارچوب و قاعده خاصي حرکت کنند.

 

 


[1]. تفسير آسان‏؛ محمد جواد نجفى خمينى، ق14هـ

[2]. تفسير نمونه‏؛ ناصر مكارم شيرازى، ق15هـ

[3]. تفسير الكاشف؛ محمد جواد مغنيه، ق14هـ

[4]. كشف الأسرار و عدة الأبرار؛ ابوالفضل رشيدالدين ميبدى، ق6هـ

[5]. روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن‏؛ حسين بن على ابوالفتوح رازى، ق6هـ ‏

[6]. نمونه بينات در شأن نزول آيات؛ محمد باقر محقق، ق15هـ

[7]. سوره مریم، آیه 69

[8]. سوره طارق، آیه 4

[9]. نهج البلاغه، ص 401

[10]. سوره مائده، آیه 44-47

[11]. (قرن 7)، برای کسب اطلاعات بیشتر ر.ک. به دايره المعارف بزرگ اسلامی